سه شنبه دو هفته پیش بهتون گفتم قراره عمل لیزیک چشم انجام بدم ولی به خاطر اشتباهات پرستارها و بی اطلاعی من متاسفانه کنسل شد و به هفته بعدی موکول شد. تا سه شنبه بعدیش انقدر ناراحت و عصبی بودم که دستم به نوشتن نمی رفت و دو تا کتاب رو تموم کردم.

گذشت تا سه شنبه هفته پیش، این دفعه دیگه همه چیز روال بود و نفر اول عمل بودم. نگم براتون که وحشتناک بود. همه چیز رو میدیدم و حس می کردم، مثل وقتی می ری تو دندون پزشکی، فقط با این تفاوت که چشمته و خیلی وحشتناکه. راستش من خیلی روی چشمم حساسم و بیشتر از بقیه اذیت میشم و دهن دکتر رو سرویس کردم

براتون از روزای بعدش نگم که وحشتناک بود. درد، درد، درد و تنهایی. روز دوم انقدر درد کشیدم که به واقع به غلط کردن افتادم. همیشه فکر می کردم از درد دندون، بدتر نداریم اما درک کردم که درد چشم بدترین درد دنیاست. طی چند روز و کم کم درد کم تر شد. کل وقتم با رادیو صبا و یا کتاب های گویا گذشت و کمی کمک کرد تا تمرکزم از روی چشمام برداشته بشه. 

امروز صبح حالم بهتر شد و پانسمان داخل چشم رو که لنز بود در واقع برداشتم و سر اون هم حسابی کولی بازی در آوردم و داد پرستارها رو درآوردم. آخه فکر کنین یه نفر موچین نوک تیزی رو بکنه توی چشمتون. 

دلم می خواست بهتر بنویسم ولی هنوز چشمام تازر می بینه و خیلی زود خسته میشه. تازه به نور هم حساسم و منو تصور کنین که با عینک آفتابی و با تلاش زیاد برای تایپ کردن فقط با خیره شدن به کیبورد به زحمت همینقدر نوشتم. لطفا غلط های املایی رو به روی خودتون نیارین :)

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود فیلم کمیاب طراحی کاتالوگ و چاپ کاتالوگ شرکت بازسازي ساختمان راهکارهای مدیریت ناوگان و ردیابی خودرو منابع انسانی، آموزش، جذب و استخدام تولید اپلیکیشن و تولید سایت در افغانستان SH سوئیت کلیبر کمپ گردشگری ائل یوردی کلیبر گوریل فهیم