"I've never met a girl who thinks like you." 
"A lot of people tell me that," she said, digging at a cuticle. "But it's 
the only way I know how to think. Seriously. I'm just telling you what 
I believe. It's never crossed my mind that my way of thinking is 
different from other people's. I'm not trying to be different. But when I 
speak out honestly, everybody thinks I'm kidding or play-acting. 
When that happens, I feel like everything's such a pain!" 

Haruki Murakami

Norwegian Wood

 

از عمل پدر بگم که به خوبی صورت گرفت. البته الان سرشون پانسمانه و امیدوارم که مشکلی پیش نیاد.

از اون روز که پدر واسه عمل رفت تا به حال دچار آشفتگی بی اندازه ای شدم. دست و دلم به کتاب خوندن نمیره، این هم با این ترجمه که کلمه dictionary رو دیکسیونری ترجمه می کنه :) 

فکر می کنم ذهنم نمی تونه تغییر رو به هر شکلی قبول کنه. عمل پدرم و آندوسکوپی خواهرم و خوابیدنش خونه ما اتفاقی نیست که زود به زود رخ بده. نمی تونم توصیفش کنم فقط انگار هیچ چیزی سر جاش نیست و من وسط یه طوفان بی صدا گیر کردم و نمی دونم چیکار کنم. 

اصلن دست و دلم به نوشتن نمیره و کلمه ها واسم گم و گور شدند. اصلن انگار نه انگار یه زمانی هر شب یه پست طولانی می گذاشتم. 

اوضاع الان کشورمون هم بدتر گیجم می کنه. باید چیکار کنم؟

اگه من هرگز سر کار نرم و تا آخر عمرم یکسره کتاب بخونم، عمرم بیهوده تلف شده؟ کی می تونه قضاوت کنه؟


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

خرید وبمانی زمزمه های تنهایی Wals نمونه سوالات استخدامی قراردادی دانشگاه علوم پزشکی مازندران (شهریور 98) مامان برای چیچیلاس شهدای اکبرآباد سویل Michelle آگهی روزنامه رسالت 77492795-021 Susan