این هر سال دم عید آرایشگاه رفتن معضل عظیمیه. این تعداد از خانم کجا بودن تا حالا؟ همه ام یسره دکلره فقط :/ خیلی زشته خب یه تنوع بدین. از اونجا که خانواده ما هیچوقت موافق با جریان رود نبوده خواهری رو راضی کردیم تا بره و موهاشو خرمایی کنه. خیلی بهش میومد و خوشگل شده بود، از ذوق کردناش جلوی آینه روحم شاد شد، چند سالی بود موهاش   رو رنگ نکرده بود و این تنوع روی روحیه ش تاثیر گذاشته بود. وقتی رسید خونه دیدم نمی تونه صحبت کنه،آرایشگرش صورتشو ماسک گذاشته بود و خواهری عجله کرده بود به خاطر نگرانی بچه هاش و همونطور با ماسک اومده بود خونه :) انقدر جلوش نشستم خندیدم و مسخره ش کردم که آخرشم خسته شد و ماسک رو از روی صورتش کشید و یه دل سیر خندید. 

قبل از اومدنش واسشون شام درست کردم تو همون حین شوهر خواهرم به جای نگه داشتن بچه ها رفت لباسای عیدشو پوشید و با کتای قبلیش مقایسه کرد. از این که تو زمان خرید به یه نفر بگم چی بهش اومده، همیشه پشیمون شدم. کتشو پوشیده بود هی راه می رفت می گفت تقصیر توئه من اینو خریدم :/ مگه خودت عقل نداری خب.

امروز برعکس دیروز حس و حال خوبی داشتم، انقدر انرژی داشتم که با مادری برم کلی گشت بزنم تو خیابونا و بعدم خونه خواهری بمونم مراقب بچه هاش باشم:/ بعد از شام شوهر خواهرم منو رسوند خونه و بالاخره به آرامش رسیدم. آرامشی که چندان نپایید چون همسایه کناری تصمیم گرفته ساعت یک شب تقیر دکوراسیون بده -_- خدا بهم رحم کنه.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

شرکت خدمات نظافت پاکرویان کیارش تميزکاري عسلویه Danielle مطالب روانشناسی هنرستان شهید صادق نوبخت (مدرس : رهبرنیا) بازارگستر فروشگاه اینترنتی سون شاپ ثبت شرکت در چین