فکر می کنم از این به بعد زندگیم همین یک ذره حرف واسه گفتن رو نداشته باشه. کاملن مشخصه، یه دوره افسردگی دیگه و بعدشم ادامه روتین امیدوارانه بدون هیچ موفقیتی. امید مزخرف ترین احساس بشریه. من الکی خودم رو گول زدم. قرار نیست اتفاق خاصی بیفته. وقتی خونواده من، منو آدم حساب نمی کنن و بهم می گن تو نمی فهمی با اینکه خودشون منو تربیت کردن چه انتظاری از دنیا باید داشته باشم. غیر از تنفر و رنج چه هدیه ای گرفته م؟! الکی فکر کردم دارم رشد می کنم ولی نمی دونم دارم روی تردمیل میدوم. نه به موجودات ماورایی مثل خدا اعتقاد دارم نه به خودم اعتماد. جهان خیلی زشت تر از رویاهای یه احمق بیست و یک ساله ست. از این به بعد دیگه به آینده فکر نمی کنم وقتی زمان حالم، فرقی با یه باتلاق پر از لجن نداره. وقتی نادانی و ناتوانی داره از درون و بیرون بهم فشار میاره چه کاری از دستم برمیاد. 

اینا آخرین حرفاییه که تو این وبلاگ می زنم، دیگه لازم به گفتن چیزی نیست، آینده من همینیه که می بینید. نمی خواستم چیزی بگم ولی دلم نیومد بدون خدافزی برم. از همتون ممنونم و براتون آرزوی شادی دارم، مرسی که انقدر دوستای خوبی بودید.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

SemaZar نگین فیروزه ای Christina Paul دانلود رایگان Saeed Toronto زبانِ استاد